• سلام دوستان کام به کام از اولین روز ماه مبارک رمضان دوباره شروع به فعالیت کرده است امید واریم که هیچ وقت دیگه این فعالیت قطع نشود و همیشه مستمر باشد با امید روزای بهتر

کوه سیخه مظهر مظلومیتی تلخ برای قوم گرجی ایران

yasi

عضو
اکنون در مورد یه موضوع تاریخی از گرجیهای منطقه فریدن بحث میکنیم .بله حادثه تلخ و تکان دهنده کوه تسیخه که قلب همه ما گرجیها رو جریحه دار میکنه ومظلومیت این قوم نجیب و دلاور رو نشون میده . ما در مورد این حادثه تاریخی نقلهای مختلفی شنیدم که بعضا ضد ونقیض هستش وکاملا مستند نیستن . ولی هرچه هست این حادثه یکی از تلخ ترین حوادث در زندگی ۴۰۰ ساله گرجیهای ساکن اصفهان هستش چون باعث میشه بیش از دو سوم این مردمان غیور به تیغ ستم کشته بشن . در مورد این حادثه تاریخی که در دوران استیلای کریم خان زند اتفاق افتاده هرگز در تاریخ مطلبی نقل نشده که شاید بخاطر وجه ساختگی شاه زند که خود را مردمی میدانست واز انتساب لقب شاه به خود ممانعت میکرد ، عمدی باشد. کشتار کریم خان زند در این حادثه کاملا قابل مقایسه با کشتار مغولان ، تیموریان ، افاغنه و... می باشد .


جریان حادثه بصورت اجمالی :
در دوران نادر شاه افشار گرجیان این منطقه به دلیل رشادتهای فراوان در ارتش نادرشاه و همچنین مقابله با افاغنه و تجاوز آنها و شکستهای مکرر ایشان از گرجیها از مالیات وباج خراج دولتی معاف شدند . این معافیت تا زمان فرارسیدن کریم خان زند ادامه داشت .
با روی کار امدن زندیه این معافیت از باج و خراج توسط ماموران مالیات کریم خان نادیده گرفته شد که باعث شد بر گرجیها سخت بگیرد وظلمهایی روا دارد . گرجیها هم برای تادیب این ماموران انها را تنبیه کردند وبه انها گفتند که برو به خان خود بگویید که گرجی ها بخاطر خونها ورشادتهایشان از مالیات معاف هستند وهرگز زیر بار زور و ظلم هیچ کسی نمی روند . با رسیدن خبر مضروب شدن ماموران توسط گرجیها کریم خان که در حال سرکوب حکومتهای محلی و تثبیت سلطنت خود بود خشمگین به طرف منطقه فریدن حرکت کرد .
طبق انچه روایت شده کریم خان با ارتشی ده هزار نفری به طرف مرتقوپ (فریدونشهر فعلی ) حرکت کرده است . سپاه کریم خان هر چه سر راه خود بود از جمله محصولات زراعی باغها وزمینهای کشاورزی را که حاصل دست رنج گرجیان بود نابود کرد وبه اتش کشید .
گرجیها هم با اطلاع از حمله کریم خان بصورت دسته جمعی به همراه زن وفرزند پیر وجوان به کوه سیخه که مانند یک قلعه طبیعی بود ودر سمت غرب فریدونشهر بود پناه بردند(سیخه در لغت به معنی زندان ) . تنها راه ورودی این کوه توسط مردان جنگجوی گرجی بصورت دیواری بلنداز جنس سنگ و گل مسدود شد.


بقایای دیوارها وسنگرهای ساخت گرجیها در روی کوه سیخه
با رسیدن سپاه کریم خان این کوه به محاصره سپاه درآمد . انها در اطراف سیخه اردو زدند. کریم خان با عده ای از سرداران خود مشغول به صحبت شد واز نظرات انها برای حمله به گرجیها مطلع شد . او که با غروز ناشی از این گمان که براحتی این مردم را تار ومار میکند درحال کشدن غلیان و قهقهه بود که چند تن از جنگاوران گرجی که برای اطلاع از تعداد لشکریان کریم خان در نزدکیه انها مخفی شده بودند این صحنه را مشاهده کردند یکی از انها که به سیبیلو معروف بود وتیرانداز ماهری بود وطبق نقلهایی از طایفه توازیانی بود با دیدن این صحنه وغرور وسرمستی انها خشمگین شد وتفنگ خود را به سمت کریم خان نشانه رفت . اما در یک لحظه با گفتن این جمله که سر غلیان خان را ببینید به سمت سر غلیان او شلیک کرد . ناگهان خاکستر سر غلیان خان زند به آسمان پاشید و ولوله ای در میان لشکر ایجاد شد. سربازن به گمان حمله گرجیها سراسیمه به حالت اماده باش درامدند اما پس از اطلاع از جریان بعد از ساعتی آرامش به اردوی لشکر بازگشت. بعدها وقتی از سیبیلو علت این کارش را پرسیدند گفت که ما مردمی هستیم که به نامردی کسی رو نمیکشیم و تنها در جنگ رودرو دشمنمان را میکشیم . این برهان او از طرف سایر همرزمانش مورد پسند قرار گرفت . ولی این تیر سرنوشت ساز که شاید در دوران زندگی کل گرجیها سرنوشت ساز تر از ان نباشد به قیمت خون تعداد زیادی تمام شد.
سحر گاه فردا اولین حمله دشمن به گرجیها آغاز شد که با مقاومت جانانه انها با شکست سنگینی برای لشکر خان زند به پایان رسید. حمله سربازان کریم خان به محل ورودی تسیخه بارها با مقاومت جانانه مردان گرجی که در فنون نظامی شهره بودند با شکست مواجه شد و عده زیادی سرباز کشته شد . گرجیها مردانه و با از خود گذشتگي ميجنگيدند . مشخص نيست كه هر جنگجوي گرجي با چند سرباز كريم خان جنگيده است. این جنگ نابرابر چندین روز طول کشید وسرانجام به علت کثرت نیرو های دشمن و فشار ناشی ازتشنگی وگرسنگی مقاومت شکسته شد و سپاه کریم خان دست به قتل عام زد و فاجعه تلخی رو برای مردم گرجی ایجاد کرد . عده زیادی از زن وکودکان برای اینکه به دست سربازان نیفتند وهتک حرمت نشوند خود را از قلل مرتفع اطراف کوه به پایین انداختند که هنوز هم بقایای اجساد این مظلومان در اطراف کوه پس از ۴۰۰ سال بدست می آید .عده اي هم بخاطر عدم توفيق در فرار از دست سربازان به همراه مجروحين اسیرشدند به گواه تاریخ این قتل عام که هرگز در تاریخ ایران اثری از ان یافت نمی شود و نشانی بر مظلومیت این مردمان می باشد بیش از دوسوم جمعیت گرجیها رو از بین برد .
کریم خان زند با وجوداينكه خود را وكيل الرعايا يعني مورد اعتماد رعايا وكشاورزان ميخاند اما با كشتن تعداد زيادي كشاورز و زن وبچه لکه ننگ رابر پیشانی خود تا ابد حک نمود. .او ضربه جبران ناپذیری بر جامعه گرجیان ایران زد گرجیانی که با از خود گذشتگی در بسیاری از پیروزهای ارتش ایران در دوران نادرشاه و بخصوص شاهعباس موثر بودند . بزرگانی چون الله وردی خان و امام قلی خان ( فاتح بندر گمبرون) از این قوم بودند . شاید اگر این حادثه رخ نمیداد الان گرجیها به اندازه یک استان پهناور جمعیت داشتند و خدمات بیشتری به ایران انجام میدادند.
بعد از این قتل عام کریم خان سرمست از پیروزی بر عده قلیلی کشاورز دستور داد سر همه جنگاوران گرجی رو که اجساد آنها در جایجای کوه سیخه به خون غلطیده بودند رو از بدن جدا کنند و انها را در حضور دیگر اسیران که مشتی مجروح و کودک وزن داغدار بودند بصورت مناره روی هم چیدند . این کار بدور از تعصبات قومی و نژادی از دید هر انسان آزاده ای ددمنشانه و خونخوارانه می باشد و کاملا به اوصاف کریم خان که در تاریخ نقل شده در تضاد است . وکیل الرعایا و یا بهتر بگوییم قاتل الرعایا به این کار بسنده نکرد و اروج قلی بیگ خان اونیکاشویلی را که بزرگ گریجها بود و بعلت مجروحیت اسیر شده بود به همراه چند تن از مجروحین جلوی لوله توپ بست و با شلیک این توپها به وضع فجیعی کشته شدند بطوریکه تکه های اجساد این افراد به نقاط مختلف پرتاب شد.
یکی از سرداران گرجی کریم خان زند که در منطقه ای دیگر میجنگید با شنیدن برپایی این قائله سریعا به سمت مرتقوپ حرکت کرد تا از کشتار هم نژادان خود جلوگیری کند اما متاسفانه خیلی دیر رسید . او تنها کاری که توانست برای هم نژادان خود انجام دهد این بود که با خواهش والتماس فراوان از به اسارت بردن زنان وکوکان وپیرمردان جلوگیری کند و لذا انها با کوهی از غم ناشی از کشته شدن برادران پدران وکسان خود وهمچنین گرسنگی و فقر در مرتقوپ رها شدند . سربازان کریم خان همه باغات و مزارع گرجیها را به اتش کشیده بودند و همه احشام انها را به غارت برده بودند . دیگر چیزی برای خوردن نمانده بود . چاره کار فقط در کوچ کردن بود . عده زیادی به دیگر مناطق سفر کردند و عده ای هم مجبور شدند زمینهای مرغوب خود را به دیگر قومیتها بفروشند تا با هزینه ان قدری از فشار گرسنگی وفقر انها کم بشود .همین امرباعث شد که نژاد خالص گرجیها که تا ان زمان خالص مانده بودبا دیگر قومیتها آمیخته شود .بعضی از طایفه های گرجی نیز کلا نابود دشند وهیچ کس از انها زنده نماند .
حادثه تلخ کوه سیخه سینه به سینه به نسلهای دیگر گرجی های مرتقوپ (فریدونشهر) منتقل شد وتلخی این حادثه همواره در اذهان مردم گرجی باقی مانده است .گرجیها که زمانی منطقه انها به علت سختکوشی و زحمات شبانه روزی انها از زمینهایی بایر به گل سرسبد منطقه غرب اصفهان تبدیل شده بود در مقابل این حادثه دردناک چنان قد خم کردند که بعد از ۳۰۰ سال هنوز نتوانسته اند کمر راست کنند و هنوز زندگی انها تحت تاثیر ان کشتار می باشد . کلیه اداب و رسوم گرجیها از جمله موسیقی لباس محلی و خیلی رسوم دیگر که مختص گرجیها بود به کلی نابود شد و الان تنها چیزی که از گرجیهای منطقه فریدن وفریدونشهر بجای مانده زبان انها است که این زبان نیز اگر اقدامی برای ان نشود نابود خواهد شد .


بلوگفا
 
بالا