• سلام دوستان کام به کام از اولین روز ماه مبارک رمضان دوباره شروع به فعالیت کرده است امید واریم که هیچ وقت دیگه این فعالیت قطع نشود و همیشه مستمر باشد با امید روزای بهتر

خاطرات خنده دار دوستان کام به کام: دی

*ZARSA*

عضو
سلام

به جهت کل کل مودبانه و رو کم کردن بعضیا این تاپیک زده میشه:167:cbc
بیاید از خاطرات شیطنت ها و اذیت کردنا و شوخی هاتون برامون بگید:a (10):cbc:ws3:cbc

هم میخندیم هم کل کل میکنیم هم رو کم میکنیم:cbc

دوستان بی احترامی نباشه لطفا. ممنونم:ds6a5d:
 

Combecom

مدیریت کل سایت
عضو کادر مدیریت
این یکی از خاطرات دوستانه

ازسری سوتی های من:
دیروز رفتم از بوفه دانشگاه خرید كردم. هرچی خواستمو گذاشتم روو پیشخوون پولشو حساب كردم رفتم.
گرفتی نكتشو؟
خریدارو بر نداشتم عملا رفته بودم ی پولی دستی بدم ب یاروو دستش تنگ نباشه یهو...:24 (2):cbc
 

*ZARSA*

عضو
تولد پسر عموم بود. خیلی با هم جنگ و دعوا داریم
روز قبل تولدش توی مهمونی بودیم اینم اومد با من شوخی کنه سرمو محکم فرو کرد تو کاسه آش
جلوی جمع حسابی ضایع شدم:17:cbc:nw (32):cbc
خلاصه دنبال راه تلافی میگشتم فهمیدم فرداش تولدشه. همه رو دعوت کردم خونشون و بهش گفتم میخوام برات جشن تولد بگیرم
اولش مشکوک شد ولی وقتی دید داریم براش کار میکنیم کلی ذوق کرد فکر کرد خیلی دوسش دارم:38 (2)::24 (2):cbc

صبح بردمش با انتخاب خودش یه کیک سفارش دادم . خیلی از کیکه خوشش اومد گفت عاشقشم:38 (2):
شب رفتم کیکو گرفتم و اومدم خونشون
یه جمعیت 30 نفری تو خونه نشسته بودن. اینم بالای مجلس نشسته بود و فخر میخروفت به فامیل
از در وارد شدم کیک تو دستم بود صداش کردم عزییییییییزم عزییییییییییزم کجایی:17:cbc
گفت اینجام زرسا جان بیا داخل:cbc
وسط خونه که رسیدم همه چشمشون به ما بود میخواستم کیک رو بهش تقدیم کنم
یه دفعه
یه دفعه
یه دفعه
کیکو برگردوندم تو موهاش
:24 (2):cbc:spiteful:cbc

:11:cbc اینم قیافش بود توی اون لحظه
:24 (2):cbc اینم قیافه مهمونا

وای چشمتون روز بد نبینه تا دوتا خیابون اون طرف تر پشت سرم دویید با اون موهای کیکی:24 (2):cbc

وقتی دید دستش بهم نمیرسه برگشت خونه و متاسفانه تا ساعت 3 شب راهم ندادن خونه:2 (2):cbc منم نشسته بودم پشت در و 5 دقیقه یه بار به شیشه اتاقش سنگ میزدم:24 (2):cbc
تا بلاخره دلش سوخت و درو باز کرد:cbc
 
بالا