• سلام دوستان کام به کام از اولین روز ماه مبارک رمضان دوباره شروع به فعالیت کرده است امید واریم که هیچ وقت دیگه این فعالیت قطع نشود و همیشه مستمر باشد با امید روزای بهتر

شناخت شيوه يك استاد خوشنویسی

شناخت شيوه يك استاد خوشنویسی



واحد هنر تبیان زنجان- هر استادي داراي شيوه اي مخصوص به خود است كه با شيوه هاي ديگران تفاوت دارد و خط او بدان شناخته و معروف مي گردد. كلمه ي شيوه كه در رديف آن ربط، اسلوب، سبك، طريقه، روش نيز استعمال مي شود در واقع آن سبك و روش خاصي است كه استادي سالها بدان روش خط نوشته و ميان مردم شايع و شناخته گرديده است . در عالم دو نفر يافت نمي شوند كه خطشان در جميع حروف و كلمات يكسان باشد؛ بلكه هر يك به كيفيتي مخصوص مي نويسد و اين امر به مثال خطوط سر انگشتان اشخاص است كه با هم فرق دارد. بنابراين با اينكه همه ي استادان خط از سابق و لاحق- به يك پيكره ي معيني از اصول و قواعد نوشته و مي نويسند، تفاوت آشكاري ميان خط آنان مشاهده مي شود. اين تفاوت- به حفظ مقام استادي هر يك - همان شيوه است كه بستگي به ذوق و سليقه و دقت نظر و حالات شخصي دارد. در اين مورد ، گذشته از حالات نفساني و روحي و هزاران امور معنوي، اوضاع جسمي استاد نيز دخالت دارد مثلا طول انگشتان و كوتاهي آن در خط موثر است و خط او به بسط و قبض متمايل مي شود، همچنانكه طول قامت و بلندي و كوتاهي پاها در راه رفتن متفاوت مي گردد. شناخت شيوه يك استاد ، برمبنايي بالاتر از اصول و قواعد خط است و آن ريزه كاريهاي ويژه اي است كه در خط خود به كار برده است و در خط ديگري كمتر ديده مي شود، از جمله: گردشهاي خاص، درازي و كوتاهي مدّات، گودي و كم عمقي در مدّات و دايره ها و تيزي و تندي و ملايمت، خشكي و نرمي ، فربهي و لاغري، انبساط و انقباض، صافي و صفا و گرفتگي، سواد و بياض در حلقه ها و گره ها و غيره و اعتدال ميان اين همه در رموز و قرار نقطه ها و ... مثلا مرحوم دكتر بياني در كتاب «احوال و آثار» به يك نكته از نكات بسيار شيوه اشاره كرده و گفته است: «نكته دقيقي در سبك نستعليق ميرزا محمد رضا كلهر هست و آن اينكه به قدرتي كه در كتابت و مشق داشته و هر حرف مفرد يا حروف مركبي را يك قلم مي نگاشته، تمام حركات قلم در خط او مشخص و مانند اين است كه مثلا در يك حرف «ي» كه از سه حركت متمايز تشكيل مي يابد اين سه جزء ، مجزا است كه به يكديگر پيوسته گرديده است. اين شيوه پس از ميرزا توسط شاگردان و پيروانش پيروي شد ولي هيچ يك چنانكه بايد از عهده ي تقليد برنيامدند. با وجود اين، شيوه ي وي مورد پسند هنرمندان و هنرشناسان واقع شد.» پوشيده نيست كه سبك و شيـوه در تمام انواع خط مخـفي است و عارفان به خط ، آنها را تميـز و تشخيص مي دهند ؛ لكن آن اندازه كه شيوه ها در خط نستعليق شناخته مي گردد در ديگر خطوط شناخته و مشخص نمي شود. از دقت بر روي قطعات نستعليق كه از بعد ميرعماد تاكنون ديده شده است ، به ما مي نماياند كه دو شيوه منظور نظر و هدف عالي خوشنويسان بوده است: اول شيوه ميرعماد و دوم شيوه كلهر؛ و همه سعي كرده اند شيوه خود را به يكي از اين دو برسانند، و گروهي هم ناظر به هر دو شيوه بوده اند، و با اين وصف هر يك داراي شيوه مخصوص به خود شده اند كه اثبات و تبيين اين مطلب از حوصله ي بيان و بنان خارج است و جز با دقت و مقايسه ميسر نمي گردد. از ميان شيوه ها گاه اتفاق مي افتد كه شيوه اي بامزه تر و شيرين تر به نظر مي رسد و طرفداران بسيار پيدا مي كند و اهل خبره و خط شناسان براي آن مزيتي قايل مي شوند. اما انتخاب و پسند شيوه هاي همطراز بستگي به ذوق و طبع اشخاص دارد و همچون انتخاب گلي از ميان گلهاست.
« به مقبولي كسي را دسترس نيست قبول خاطر اندر دست كس نيست»
 
بالا